سه شنبه, ۷ تیر , ۱۴۰۱ Tuesday, 28 June , 2022
خاتون شرق
سال‌هاست کمتر رمان ایرانی ای توجه ام را جلب می کند. ۲۹ آبان ۱۴۰۰

سال‌هاست کمتر رمان ایرانی ای توجه ام را جلب می کند.

زبان و ادبیات هر سرزمین، برآمده از خاستگاه عقلی و رشدی آن سرزمین است. در این راستا، نویسندگانی هستند که بر اساس تعلیم و تذهیب فردی، دارای شخصیت فکری ِویژه بوده و در راه تجربه‎یِ فضاهای جدید دست به تألیف آثار متفاوت می‌زنند.

فراموشی همه را دچار هراس می‌کند ۲۲ مرداد ۱۴۰۰

فراموشی همه را دچار هراس می‌کند

جهان سوم یک جای مشخص نیست.

شاعر و نویسنده، باشرف و شعور زنده است ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰
شعر و داستان

شاعر و نویسنده، باشرف و شعور زنده است

یادداشت های ادبی

جایگاه داستان در زندگی ۱۴ اسفند ۱۳۹۹
ادبیات امروز و یادداشت های کوتاه

جایگاه داستان در زندگی

این که بتوانیم در حوزه ادب و فرهنگ تولید محصول نماییم احتیاج به تلاش و پیگیری دارد. با یادداشت های کوتاه کار را دنبال می کنیم.

صدای عشق و تأمل و تحمل و خرد ۱۰ آذر ۱۳۹۹
مرور ذهنی در موارد فرهنگی

صدای عشق و تأمل و تحمل و خرد

همچنان دغدغه های فردای فرهنگ در جان و روان مان هست...

روز تولد پدر شعر نو فارسی ۲۱ آبان ۱۳۹۹
روز ملی شعر نو

روز تولد پدر شعر نو فارسی

روز تولد نیما روزملی شعر نو فارسی است.

مسیر و هدف خاصی را دنبال می‌کنم ۱۶ آبان ۱۳۹۹
رمانی بی نظیر از مینا فتحی

مسیر و هدف خاصی را دنبال می‌کنم

با مترجم کتاب مادران سمی و والدین سمی ...مترجمی که به نظرم آینده ای درخشان را با کارهای خاص و خوب برای فرهنگ و ادب رقم زده است گفت و گوی مفصلی انجام داده ام. بخش اول این گفت و گو تقدیم شما عزیزان می شود. قابل به ذکر است با این که خانم فتحی سال هاست از ایران رفته اند اما کارها و کارنامه کاری ایشان نشان می دهد که همچنان عاشقانه در هوای و حال ایران و مردم سرزمین اش باقی مانده است و نفس می کشد و همچنان مثل هر ایرانی عاشق به سرزمین اش برای زبان فارسی در حال تلاش و کوشش است.

مخاطب امروزی دنبال قصه‌های تازه است ۲۸ مهر ۱۳۹۹
داستان ایرانی

مخاطب امروزی دنبال قصه‌های تازه است

بحث فراداستانی را هم باید مواظب باشم تا با داستان مخلوط نشود. دوست دارم بیشتر داستان بنویسم و کارم قصه داشته باشد نه اینکه وسط‌های کار، رها شود

باب هنر: از افلاطون تا هگل ۲۸ مهر ۱۳۹۹
انشارات نسل روشن

باب هنر: از افلاطون تا هگل

در عشق اختیاری نیست و همه چیز ندانسته و مجهول رخ می‌دهد. گویا چشم و گوش و ذهن همه مفتون معشوق هستند