زنان و مصیبتی به نام تابو
زنان و مصیبتی به نام تابو
«ممکن است خنده‌دار به نظر برسد اما همه چیزهایی که فکر می‌کردیم سرمان نمی‌آید، سرمان آمد. بعضی‌ها شوخی می‌کنند و می‌گویند باید برگردیم به دوران استفاده از پارچه و شست‌وشو، ولی در این شوخی حرفی نهفته است»؛ این‌ها را شهناز می‌گوید، زنی که سرپرست خانوار است و در یک کارگاه، اطراف شهر کار می‌کند.

محبوبه ذالیانی

او که دو دختر ۱۴ و ۱٧ ساله دارد، احتمالا تمام تلاش خود را می‌کند تا مصائب زنانگی را که زیر پوست فرهنگی سیمانی، سال‌ها خزیده، کمتر با دخترانش قسمت کند؛ مصائبی که اصلی‌ترین کالای بهداشتی یک زن را زیر مجموعه واژه‌ای به نام «تابو» قرار داده و هر معضلی که پیرامون آن جولان می‌دهد را نیز حاشیه‌نشین کرده است، کالای بهداشتی که دست کم هر زن ایرانی یک بار هم که شده برای خرید آن، بنا به یک پیشینه اجتماعی و ناخودآگاه احساس شرم کرده است؛ نوار بهداشتی!

این روزها که بحران اقتصادی با تمامِ ابعاد زندگی گره خورده، در محتوای هر گزارش و پژوهش ، قطعا ردپای گرانی ها را خوانده و دیده اید؛ از گرانی خوراک و پوشاک تا خودرو و مسکن. گزارش هایی که در آن حتی به صورت اختصاصی به گرانی یا کمبود یک محصول پرداخته شده، از افزایش بهای موز تا مسواک! اما این موج گرانی که تقریبا تمام کالاهای اساسی ، نیمه اساسی و غیر اساسی را در کام خود کشیده ، اقلام مورد نیاز و اصلی مربوط به زنان را هم بی نصیب نگذاشته است. در حالی که چند روزی است از گوشه و کنار فضای مجازی، اخبار بسیاری در این زمینه به گوش می رسد اما کدام یک از شما اخیرا درباره افزایش بی سر و صدای انواع برندهای نوار بهداشتی زنان گزارشی خوانده اید؟! 

بله! افزایش قیمت ماست، شیر یا سایر کالاهای مصرفی همه جمعیت کشور را تحت تاثیر قرار داده  و در اهمیت این موضوع تردیدی نیست چرا که از این بحران، مردان، زنان، کودکان، کهنسالان، کم‌توانان همگی تقریبا به یک میزان رنج می‌برند؛ اما آن چه مسلم است، در افزایش قیمت محصولات بهداشتی مربوط به زنان از جمله نوار بهداشتی، رنج مضاعف زنان است؛ رنجی مضاعف که بی شک بخش اعظم آن را باید در تابوی حاضر بر موضوع عادت ماهیانه جست‌وجو کرد، موضوعی فرهنگی و سیاسی که دست بر قضا، نهادهای محافظه‌کار حاکم، در تداوم تسلط آن بر جامعه نقش به‌سزایی داشته‌اند.

مصیبت ماهانه زنان

شهریور سال ٩٧ و در دورانی که پول ملی، روزهای ابتدایی مسیر سقوط خود را می گذراند، نزدیک ترین زمان به حال حاضر است که این مساله خبرساز شد. آن روزها رئیس اتحادیه خرازی‌های تهران اعلام کرد مواد اولیه نوار بهداشتی در کانتینرها و در گمرک دپو شده و اگر مواد اولیه ترخیص شود، بازار از این شرایط خارج خواهد شد.

به گفته این مقام مسئول ، قیمت ها با دلار ۴۲۰۰ تومان محاسبه نمی شد بلکه ارز بازار ثانویه مبنا بود. همان روزها بود که ۱۰ کارخانه که در حوزه تولید پوشک و نوار بهداشتی فعالیت می کردند، به دلیل نبود مواد اولیه به حالت تعطیل و نیمه تعطیل در آمده‌اند. دلیل تعطیلی آن ها نیز عدم تخصیص ارز دولتی و خارج شدن محصولاتی چون پوشک و نوار بهداشتی از ردیف‌های ۱ و ۲ تعرفه‌ای بود و  تولیدکنندگان باید مواد اولیه خود را از بازار ثانویه تهیه می کردند. در نهایت و از آن‌جا که فرهنگ جنسیت زده و تبعیض‌آمیز فراگیر است، موضوع گرانی پدهای بهداشتی در قالب شوخی های مجازی مطرح شد و پس از چند واکنش بی نتیجه از اتاق اصناف به فراموشی سپرده شد. حال و در روزهای پایانیِ سال ٩٩ دوباره این معضل مطرح اما بازهم تنها در فضای مجازی دست به دست می شود.

در این میان و در شرایطی که با تورم سرسام‌آور، قدرت خرید خانوارهای ایرانی، روزبه‌روز کم‌ و کم‌تر می‌شود، احتمالا کالاهای اصطلاحا «غیراساسی» چون نوار بهداشتی از سبد خرید بسیاری از خانواده‌های خصوصا اقشار پایین جامعه حذف خواهد شد. از طرفی در بازار این کالای بهداشتی نیز مانند بسیاری از اقلام، نزول کیفیت برند داخلی و افزایش قیمت برند خارجی انگار رفته رفته تبدیل به اصلی می شود که مصرف کنندگان را ناچار می کند که با آن کنار بیایند. آن هایی که در مضیقه مالی هستند نیز احتمالا مجبور به روی آوردن به روش های سنتی تر می شوند که در بطن خود ممکن است بیماری‌های مختلف، از جمله عفونت‌های دستگاه تناسلی را در پی داشته باشد.

تکرار بهانه‌ها

اما علت این دور باطل گرانی و نزول کیفیت را در چه باید جست ؟ این بار بهانه چیست ؟ معضل تحریم که چوب لای چرخ واردات گذاشته؟ کاهش تولیدات داخلی به دلیل کمبود مواد اولیه ؟ موضوع گرانی پدهای بهداشتی زنان پس از شهریور ٩٧، در آبان ٩٩ دوباره مطرح شد . هاشمعلی حسنی، عضو هیئت مدیره انجمن صنایع سلولزی بهداشتی در همین رابطه اظهار کرد که تمام کارخانه‌های نوار بهداشتی مواد اولیه فراوان دارند، تولید بالا است و هیچ کمبودی وجود ندارد. او تاکید کرد که در حال حاضر تولید بیش از نیاز مصرف است، اما به دلیل افزایش قیمت ارز، قیمت آن مانند سایر کالاها افزایش داشته است؛ پاسخ دقیقا همان بود که انتظار می رفت!

هزینه زن بودن

استرالیا، کانادا، هند و مالزی، انگلیس و اسکاتلند  کشورهایی هستند که مالیات بر محصولات قاعدگی را حذف کرده‌اند. در بسیاری از این کشورها این محصولات به صورت رایگان توزیع می شود.

قاعدگی زنان در ایران اما هنوز در بسیاری از نواحی و مناطق درگیر با فقر، یک بحران است. در حالی که در جهان جنبش‌هایی برای کاستن قیمت نواربهداشتی از طریق حذف مالیات بر آن در جریان است ، در ایران نه‌تنها تاکنون دولت یارانه‌ای به این کالاها اختصاص نداده‌، بلکه با برخی بی‌خردی‌های سیاسی و اقتصادی، عرصه را بر زنان تنگ نیز کرده‌است.

در این شرایط چه باید کرد؟ متوسط قیمت نوار بهداشتی ایرانی با کیفیتی که روز به روز افت پیدا می کند ، بین ٩ هزار تومان تا ٣۰ هزار تومان است. برند های خارجی نیز از ٩۰ هزار تومان تا ۵۰۰ هزار تومان در نوسان هستند . در این میان محصولات جایگزین مانند فنجان یا کاپ قاعدگی نیز در ایران چندان شناخته شده نیستند و در حالی که چنین محصولی مزایای قابل توجهی از نظر محیط زیستی دارد، اما هزینه تهیه آن در داخل کشور بی‌تاثیر از گرانی ارز نخواهد بود. شروع قیمت کاپ قاعدگی از ۵۰۰ هزار تومان است.

پرسه در میان تجربیات زنان

موارد بسیاری ازجمله حساسیت زا بودن برخی محصولات داخلی، بعضی از زنان را به استفاده از برندهای غیرایرانی سوق می دهد. با این حال برخی ناچارند از همان محصولات کم کیفیت استفاده  کنند. در این راستا سعی می کنم ابعاد این مساله را در گفت و گو با دو زن از دو قشر متفاوت بسنجم. شهناز که یک زن سرپرست خانوار است، در رابطه با مصائب خود و خانواده اش پیرامون تهیه نوار بهداشتی می گوید: «شاید خنده‌دار به نظر برسد اما همه چیزهایی که فکر می‌کردیم سرمان نمی‌آید، سرمان آمد. بعضی‌ها شوخی می‌کنند و می‌گویند باید برگردیم به دوران استفاده از پارچه و شست‌وشو، ولی در این شوخی حرفی نهفته است. حتی در دوران احمدی نژاد هم این اتفاق نیفتاد که نواربهداشتی گیر نیاید یا گران شود. البته موجی ‌آمد و رفت، اما به شدت حالا نبود.»

او ادامه می دهد: «ما در خانواده سه زنیم و بالا رفتن هزینه نواربهداشتی در محدود شدن سایر کالاهای اساسی اثر دارد. ممکن است برای بعضی‌ها ۲۰ هزار تومان در ماه برای چنین چیزی هزینه زیادی نباشد، اما برای ما که کارگریم، این هزینه بالاست. من خودم صرفه‌جویی می‌کنم، شاید خوب نباشد گفتنش، اما خب دیرتر نوار را عوض می‌کنم، ولی به دخترهایم نمی‌توانم چنین چیزی بگویم. تا حالا حرف خورد و خوراک بود و حالا پای این چیزها به میان آمده که آدم حتی نمی‌تواند بابت‌شان راحت حرف بزند.»

از گرانی تا محدودیت در تبلیغات

مینا، که در حوزه اجتماعی فعال است اما نقطه نظرات جالبی ارائه می دهد: «در یک بازه زمانی کوتاه ۲ ساله، شرایط بهداشتی زنان ایرانی بسیار تغییر کرده است. اگر بخواهم مقایسه ریالی داشته باشم، ۲ سال پیش در بازه زمانی مشابه با امروز، نوار بهداشتی یک برند غیر ایرانی را حدود ۱٢ هزار تومان خریداری می کردم . همان روزها نوار بهداشتی ایرانی حدود ٢ هزار تومان بود. حالا همان برند غیرایرانی که معمولا خریداری می کنم، ٧۵ هزار تومان است، در حالی که دو ماه گذشته ۴۵ هزار تومان بود. یعنی درست در این دو ماه که دلار در حال افت قیمت است این کالای بهداشتی غیرایرانی گران شده است! به عبارت دیگر برای فردی که کف حقوق را دریافت می کند، اگر ماهانه یک و نیم بسته هم درنظر بگیریم ، ۵ درصد ازحقوق یک زن را شامل می شود. تازه این تنها یکی ازچند کالای بهداشتی است که یک زن از آن استفاده می کند. متاسفانه این کالای بهداشتی، همتای باکیفیت داخلی ندارد وگرنه بسیاری از همان کالا استفاده می کنند.»

تشکل ها و گروه های حمایت از حقوق زنان چه کردند ؟ این سوال دوم من از مینا است. او ادامه می دهد: «شاید آن ها نیز تسلیم موج تابو بودن این جریان شده اند، شاید هم تصور می کنند که این یک مطالبه سطح پایین است اما من تصور می کنم این مساله، اساس و بنیان زندگی یک زن است. تنها جایی که این مساله از تابو خارج شد، تا جایی که حافظه من یاری می کند، در زلزله کرمانشاه است که حتی جنبه افراط گرفت چون روزانه چند کامیون نوار بهداشتی به آن مناطق می رسید. می شد از آن بستر نیز استفاده کرد اما متاسفانه از دست رفت.»

احتمالا یکی از دلایلی که برند های داخلی روز به روز بی کیفیت تر می شوند، محدودیت و ممنوعیت در تبلیغات این کالای بهداشتی است. این موضوعی است که مینا نیز به آن اشاره می کند: «اگر تبلیغات آزاد بود، در بازار رقابتی شکل گرفته قطعا برندهای داخلی رشد می کردند. اما حالا چون می دانند در وضعیت اقتصادی کنونی، تنها انتخاب بیش از ٩۵ درصد از زنان ایرانی هستند، گویا تمایلی به رشد نیز ندارند.»

در پایان باید گفت که دسترسی آسان و کم هزینه به اقلام بهداشتی زنانه، مطالبه پنهان ۵۰ درصد از جمعیت ایران است که سال هاست در پستویی به نام تابو پنهان شده است؛ شاید حالا وقت آن رسیده که ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی کمی واقع بینانه تر عمل کند و متولیان درگیر این حوزه چشمداشتی از مصرف‌کنندگان این کالاهای اساسی نداشته باشند.